سلسله مباحث مهدويت

سخنران: حجة الاسلام دكتر صفرلكي

موضوع: خصوصيات حكومت امام زمان (عج)

جلسه هشتم:مورخ 16/12/1386

با ديدن زندگي نامه مرحوم علامه طباطبايي لازم ميدانم چند خصوصيت ايشان را ياد آور شوم يكي كتوم بودن ايشان است، يعني خيلي  كم حرف بودند (بر خلاف ما كه خيلي پرحرفيم) ويژگي ديگر ايشان اين بود كه معمولا امام جماعت نميشد ند شايد به ندرت كسي پشت سر ايشان نماز ميخواند ، و نيز اگر مطلبي را نميدانستند ميگفتند :«نميدانم» يكي از ايشان سوالاتني را پرسيد حضرت علامه يكي پس از ديگري سولات را پاسخ دادند وقتي نوبت به سوالي رسيد كه ايشان جواب را نميدانستند به فرد سوال كننده گفتند «آقا !اشكال دارد بگويم نميدانم ؟!» فرد سوال كننده گفت « نه آقا اين چه حرفي است » حضرت علامه فرمودند «نميدانم!» اين درس است براي افرادي كه به دنبال امور اخلاقي اند ، امام علي (ع) «اگر كسي همه چيز را بداند جاهل است»

در موضوع خصوصيات حكومت امام زمان (عج) نيز ما خيلي چيزها را نميدانيم و از آنها بي خبريم اما ابتدا بايستي مبنايي براي اطلاعاتمان داشته باشيم و بعد با تو جه به آن به جزييات بپردازيم مانند مقايسه فرد ماهيگير و كسي كه هر روز به او يك ماهي ميدهند روشن است ماهيگير بودن خيلي بهتر است لذا اگر مبنا را بدانيم خيلي از مسائل برايمان روشن ميشود .

اولين مبنا اين است كه حكومت حضرت مهدي (عج ) با تمامي حكومتها متفاوت است به طوري كه در احاديث امام باقر (ع) و امام صادق (ع) آمده است كه «ياتي بامر جديد » يا در بعضي موارد طور ديگري ذكر شده است «ياتي بدين جديد» و يا «ياتي بقران جديد » اشتباه فهميده نشود قراني كه الا ن در دست ماست متن اين قران با متن قران امام زمان (عج) از نظر محتواي اصلي تناقض ندارد جواب اين سوال در خلال بحث روشن ميگردد

احكام اصلي چند دسته اند:

-    يك دسته احكامي هستند كه از زمان پيامبر تا كنون ، اصلا براي مردم بيان نشده اند زيرا اصلا مصداق نداشته اند ،آرام آرام مصاديقشان در حال شكل گرفتن است مانند بسياري از علوم جديد و معاملات جديد كه قبلا وجود خارجي نداشتند در نتيجه احكامي براي آنها وضع نشده است يكي از موضوعاتي كه اخيرا مطرح است و مورد اختلاف علما است و عده اي نيز در مورد آن اظهار نظر نكرده اند ، مسله «شبيه سازي انسان » است حالا ممكن است در آينده اين مسله اي پيش پا افتاده تلقي شود به عنوان مثال اين موضوع را مطرح ميكنيم در چنين شرايطي بايستي باني دين كه امام (ع) است حكم حقيقي مسله جديد را از بطن كتاب خدا بيرون بياورد .

-    دسته ديگر احكامي هستند كه در صدر اسلام بوده اند و الا ن نيز هستند ولي تعطيل شدند نظام خليفه گري و نظامهاي باطلي كه در تاريخ  اسلام بر سر كار آمده اند سبب تعطيلي اين گونه احكام گرديده اند و اگر اين دسته از احكام  در عصر ما مطرح شود ميگويند دين جديد است ، امروزه نيز دسته اي از احكام تعطيل ميشوند و افراد ذي ربط ميگويند كه زمينه براي اجراي آنها فر ا هم نيست يا ميگويند كه «لزومي ندارد! مگر از مسائل اسلام همين مسله حل نشده باقي مانده و بقيه مشكلات مسلمانان حل شده است ؟!  »  در زمان حضرت اين مسائل تعطيل شده اسلام اجرا ميگردد

-          دسته سوم احكامي هستند كه در رساله ها بيان شده اند مانند احتياط واجب ، احتياط مستحب ، فتوا و ...

-         
(انسان يا بايد مجتهد باشد يا محتاط يا مقلد )  و امروزه با اين احكام سر و كار داريم اين سوال پيش ميآيد كه آيا اين احكام احكام واقعي خداوند هستند؟! بايد گفت اين احكام توسط مرجع تقليد عالم و مجرب از بطن كتاب خداوند گرفته شده است و ما در زمان غيبت امام زمان (ع) موظف به تقليد هستيم ( البته در صورتي كه مرجع و يا محتاط نباشيم ) اما وقتي امام زمان ظهور ميكنند احكام واقعي  خداوند را بيان ميكنند چه بسا اين احكام با احكام برخي رساله ها  متفاوت باشد به هر حال وظيفه داريم در حال حاضر تقليد كنيم

-    دسته چهارم احكامي هستند كه قبلا بوده و الان نيز هستند و كسي آنها را از ميان نبرده است اما متروك و رها شده اند و كسي به آنها عمل نميكند مانند مسله «ارث زنان » كه معمولا درست عمل نميشود و حقوق  و ارثيه زنان ضايع ميشود در صورتي كه ميبايست هر فردي كه مال و منالي دارد قبل از مرگ كتاب خدا را شاهد بگيرد و طبق قانون ارث افراد را مشخص كند ، و مواردي از اين قبيل كه وقتي حضرت مهدي (ع) تشريف مي اورند اين مسائل متروك زنده ميشوند  و به درستي به اجرا در مي آيند وقتي حضرت مي آيد  و باطتن احكام الهي را بيان مينمايد همه فكر ميكنند دين جديدي  آمده است .

شيوه هاهي اجرايي جديد حضرت

و يا ممكن است منظور از جديد در «ياتي بدين جديد » و يا «بامر جديد» ، شيوه جديد باشد و اين كه حضرت براي اجراي اجكام الهي شيوه متفاوت را به كار گيرد مثلا در امر به معروف ونهي از منكر ، مشكل بر سر « شيوه » هاست نميدانيم چطور برخورد كنيم و چه چيزي را اصل و مبنا قرار دهيم مثلا يكي از شيوه هاي پيامبر استفاده از تئاتر بود البته نه به معناي امروزي ! پيامبر به سلمان  و يكي ديگر از يارانش مبلغي را داد  و گفت برويد استفاده كنيد و بعد بياييد بگوييد چطور صرف كرديد؟ سلمان پول را صدقه داد و ديگري استفاده هاي ديگر كرد وقتي نزد پيامبر آمدند ايشان سنگي را داغ كرده بودند و فرمودند هر كدام برويد روي سنگ داغ و توضيح دهيد چطور پولتان را خرج كرديد  سلمان رفت روي سنگ و سريع گفت در راه خدا صدقه دادم و پايين آمد ولي ديگري روي سنگ رفت و چون پولش را در راههاي مختلف خرج كرده بود تا همه را توضيح داد پايش سوخت پيامبر فرمود قيامت اين گونه است ! هر گونه عمرت را در اين دنيا صرف كني بايستي پاسخگو باشي اگر عمرت را در راه خدا صرف كردي راحت ميگذري ولي اگر بخواهي هفتاد سال عمرت را توضيح دهي چيزي از شما باقي نميماند !

حضرت مهدي (ع) براي اجراي احكام الهي شيوه هاي جديدي را به كار ميگيرد كه در همه نفوذ ميكند و آن را بر ميگزينند و مردم ميگويند عجب شيوه زيبايي !

شايد هم منظور از «امر جديد» قوانين جديد باشد .امام خميني (ره ) ميفرمودند «احكام ديني بايستي با تو جه  به شرايط زمان و مكان تغيير كنند» در زمان حضرت مهدي (ع ) بايستي قوانيني باشد كه متناسب با آن زمان وضع شده باشند حال ما از جزئيات مسله بي خبريم

حضرت مهدي (ع) پيرايه هاي دين را ميزدايد

تعبير ديگر از « امر جديد » يا «دين جديد» اعتقاد فكري جديد است مثلا هنگام زيارت يا جاهاي مقدس ميگويند فلان درخت مراد ميدهد و مردم آن قدر پارچه و چيزهاي مختلف به درخت دخيل ميبندند كه اصلا درخت قابل رويت نيست  وقتي همه اين پيرايه ها كنار زده ميشود شكل واقعي درخت نمايان ميشود وضعيت دين نيز اين گونه است در طول تاريخ و گذشت اعصار ، پيرايه هاي مختلفي به دين چسبيده اند و اصل و حقيقت دين را پوشانده اند  امام زمان (ع )  مي آيند و پيرايه هاي دين را كنار ميزنند آن وقت است كه همه فكر ميكنند كه دين جديدي است و همه دين را ميپسندند و اين همان ديني است كه پيامبر داشت دين سهل و سمح «قولو ا لا اله الا الله تفلحوا» دين پيامبر آن قدر ساده و بي پيرايه است كه همه آن را ميپذيرند

متاسفانه امروزه غربي ها و به خصوص كشور دانمارك به پيامبر مسلمانان توهين ميكنند و ايشان را به صورت كاريكاتور و جنگ طلب معرفي ميكنند و ايشان را خشن جلوه ميدند در صورتي كه خداوند در قران پيامبر را «انك لعلي خلق عظيم» معرفي مي نمايد پيامبر رحمت و مهرباني !

و در مقابل حضرت عيسي را پيامبري صلح طلب و مهربان كه از  جنگ  دوري ميكند جلوه ميدهد و معتقدند كه ايشان اهل سازش با هر گروهي بوده اند در صورتي كه در انجيل يوحنا آمده است كه حضرت عيسي (ع) شمشير به دست مردم را به جنگ و قيام عليه قيصر دعوت ميكردند و حضرت عيسي فردي انقلابي بوده اند كه الان با اين عقايد از طرف مسيحيان مورد توهين قرار گرفته اند

غربي ها پيامبر ما را كه مهربانترين پيامبران است جنگ طلب معرفي ميكنند پيامبري كه حتي لب به نفرين مخالفان و بد رفتاران نگشود با وجودي كه مورد توهين قرار ميگرفت و همه اين مسائل به خاطر اين است كه مامسلمانان پيامبرمان را خوب معرفي و دينمان را خوب تبليغ نكرديم

سيره پيامبر اين بود:«قولوا لا اله الا الله تفلحوا» اگر ما دين را به جهانبا ن عرضه كنيم كسي باقي نمي ماند مگر اين كه مسلمان شده باشد

سال گذشته طبق آمار اعلام شده در ميان اديان ، دين اسلام بالاترين آمار جذب را داشته است از جمله كشور دانمارك نيز از اين قائده مستثني نبوده است آنها خطر گسترش اسلام را احساس كردند و به مبارزه با اسلامي مي پردازند .

اگر پيرايه ها از اسلام برداشته شود براي جهانيان حرفي براي گفتن دارد . پيامبر اكرم (ص) فرمودند : «اني بعثت لشريعة سهله و سمحه»     من براي دين و شريعت سهل و آسان مبعوث شدم و در دين من مشكلي وجود ندارد . » امروزه آنقدر به اسلام قيد و بند زده شده است كه مردم از خيرش مي گذرند . امام (ع) مي آيند و اين پيرايه ها را از اسلام جدا مي كنند .

يك برداشت ديگر از «يأتي بامر جديد » اين است كه شيوه برخورد با گروهها مختلف است ، شيوه اي كه در زمان پيامبر (ص) نبوده است ، زيرا در آن زمان اسلام دين نوپايي بوده و جمعيت كم داشته است و هركسي به دين جذب مي شده است .

در بحث تفاوت روشها ، مثلاً پيامبر در زمان جنگ به سپاهيان گفت محاسن خود را خضاب كنند (رنگ كنند) زيرا بيشترشان پيرمرد بودند تا دشمن متوجه نشود و گمان كند جوان هستند ، در مقابل در زمان حضرت علي (ع) در يكي از جنگها سپاهيان به امام گفتند كه آيا اشكالي دارد محاسنشان را رنگ كنند ؟ امام فرمودند : اشكالي ندارد اما نياز ينيست زيرا تعدادمان زياد است .

روش ائمه در هر زماني متفاوت است امام زمان (ع) نيز قطعاً روشي متفاوت خواهند داشت و با هيچ گروهي تعارف ندارد !

در مورد «يأي بكتاب جديد » دو احتمال مي توانيم بدهيم يكي اينكه ممكن است منظور بيان تفسيرهاي جديد از كتاب خدا براي مردم باشد .

مرحوم علامه طباطبايي صاحب تفسير «الميزان» يكي از آرزو هايش را اينگونه بيان مي كند : «اي كاش در هر سالي يك تفسير بر قرآن نوشته مي شد » قرآن ظرفيت آن را دارد كه هر سال ي يك تفسير برآن نوشته شود البته با محتوا نه تفسير به رأي !

در روايات آمده است كه قرآني كه نزد امام زمان (عج) است همان قرآني است كه حضرت علي (ع) جمع آوري كرده است . يعني متن آن دقيقاً همين متن فعلي است ولي حواشي و شأن نزولهايي دارد .

ساختار حكومتي امام زمان (ع)

 

احتمال دوم  در «يأتي بكتاب جديد» بحث تشريع و قانون گذاري مي تواند باشد يعني قانونهاي جديدي در آن زمان توسط امام (ع) از كتاب (قرآن) استخراج مي شود . اين نيز يك مبناي در بحث حكومت حضرت است !

بنابراين مبناي اول آن است كه روش حكومتي امام زمان (عج) با روش حكومتهاي كه تا به حال بوده است فرق مي كند ،  زيرا زمان و مكان متفاوت است و حكومت حضرت تنها حكومتي است كه در جهان باقي خواهد ماند .

در قسمت بعدي بحثمان ، در مورد سيره حضرت در حكو مت داري صحبت مي كنيم و اينكه مواضع حضرت در مسائل سياسي و اجتماعي چگونه خواهد بود ؟! در اينجا درآمدي بر بحث ضروي است كه مدل و ساختار حكومتهاي فعلي جهان چيست ؟ ! و مدل و. ساختار حكومت امام زمان (عج) چگونه خواهد بود ؟ !

مدل حكومتها يا ديكتاتوري يا نظام پادشاهي يا پارلماني و يا سلطنتي و يا نظام رئيس جمهوري است و ....

مثلا در حال حاضر بهترين نوع حكومت پارلماني است كه حكومت در كشور ما نيز به اين صورت است هرچند در رآس حكومت ولايت فقيه است و در حكومت مجلس نقش مهمي دارد و كشور و دولت قوانين مصوب مجلس را اجرا خواهند كرد (كه البته خالي از اشكال و اشتباه نيست ) به نظر شما آيا نظام حكومتي امام (ع) پارلماني است ؟ ! البيته كه نه ! نظام امامتي و ولايتي است يعني از بالا به پائين است يعني قوانين از مرتبه بالاتر (خداوند) به مرتبه پائين تر (مردم)ن است كه آن  ابلاغ مي شوند در حالي كه نظام پارلماني از پائين به بالا است يعني مجلس قوانيني تصويب مي كند ، بقيه اجرا مي كنند . در حكومت امام (ع) قوانين از طرف خدا مي آيند و بقيه ملزم به اجراي آن هستند و مجلس و پارلمان قانونگذاري وجود ندارد . زيرا امام صلاح مردم را مي داند و از همه بهتر مي داند چه قانوني براي هدايت مردم وجود دارد . مردم ديد  محدود و كوتاهي دارند ولي امام (ع) به همه مصلحت مردم  در همه زمانها مطلع است بنابراين نظام حضرت نظامي متفاوت با نظام هاي گذشته است .

امروزه نظامهايي بر جهان حكومت مي كنند كه اگر قانوني را با مصلحت خويش در تعارض ببينند آن را «وتو» مي كنند (مانند سازمان ملل ، حقوق بشر و ...) زيرا اين نظامها بر مبناي «اومانيسم » و «سكولاريزم» تنظيم شده اند .

نظام حكومت حضرت مهدي (عج) بر مبناي خدا محوري و خدامداري است و انسان مداري و سكولار در اين نظام راه ندارد . اصلاً قابل مقايسه نيستند !

برخي از آئين هاي حكومت داري امروز ، ممكن است در زمان حضرت مهدي (عج) به كار گرفته شوند مانند نظام استانداري كه امروزه هست و در زمان امام علي (ع) نيز بوده است ، ممكن است حضرت براي هر منطقه تحت حكومتش نماينده اي جهت اد اره منطقه تعيين نمايد .

فردي از امام صادق (ع) پرسيد : «آقا در زمان حضرت جامعه چه طور اداره مي شود ؟ » امام فرمودند : «حضرت براي هر منطقه اي يكي از يارانش را مي فرستد كه آنجا را اداره كند و به هر كدام دفترچه حكومتش را مي دهد و قوانين را در اختيار نماينده اش مي گذارد  » آن فرد دوباره پرسيد :«اگر زماني مشكلي پيش بيايد و جواب آن در دفترچه قوانين نباشد نماينده حضرت چمه مي كند ؟!» امام فرمود : «در آن لحظه فوراً كف دستش را نگاه مي كند و پاسخ مشكل را مي يابد » .

يكي از  بزرگان فرمودند شايد منظور همين موبايل امروزي باشد كه نماينده به وسيله آن با حضرت ارتباط پيدا كند و جواب را بدست آورد . در جواب اين عزيز گفتم كه موبايل وسيله امروز است ، ممكن است در زمان حكومت حضرت وسايل بسيار پيشرفته ديگر باشد . مگر اينكه زمان ظهور در همين عصر باشد . (كه در اين مورد ظهور نيز نمي توانيم وقت تعيين كنيم زيرا گفتند كه هر كس براي ظهور وقت تعيين كند دروغگو است !).

حال اين سئوال مطرح است كه چه ضمانت اجرايي در حكومت حضرت وجود دارد ، چرا در زمان حضرت علي (ع) ضمانت اجرايي نبود مگر امام علي (ع) معصوم نبودند ؟! پس چرا قوانين الهي اجرا نشد ؟!

در كوفه امام علي (ع) پيرزن مشك به دستي را ديد به او كمك كرد و مشك آبش را تا خانه /اورد ، امام ديدند پيرزن زير لب چيزي مي گويد :  پرسيدند : پيرزن گفت خدا حقم را از علي بگيرد ! وقتي حضرت خانه پيرزن رفت ديد چند بچه بازي مي كنند حضرت با بچه ها بازي كرد و پيرزن نان پخت بعد پيرزن حضرت را شناخت حضرت گفت اين آتش ، آتش دنيا است قيامت از آن خيلي بدتر است !

در زمان حضرت فقرا وجود داشتند ، حضرت علي (ع) نيمه هاي شب نان و خرما براي فقرا مي برد ، ائمه بعدي نيز همين طور بودند . پس ضمانت اجرايي نبود اما در زمان حضرت مهدي (عج) فقيري پيدا نمي شود ، يعني اگر به كسي صدقه بدهي عصباني مي شود .

فرقشان در چيست ؟ چرا در زمان امام زمان (عج) ضمانت اجرايي هست ولي در زمان بقيه ائمه نبود ؟ !

علل وجود ضمانت اجرايي در زمان حضرت مهدي (عج) :

  1. وجود برنامه هاي عادلانه و عملياتي ـ برنامه ممكن است عادلانه باشد ولي عملياتي نباشد ، امروزه بيشتر قوانين عادلانه اند ولي عملياتي نيستند ، حال چرا در زمان حضرت عملياتي است ولي در زمان ائمه پيشين عملياتي نبود ؟ زيرا اين پايان كار است يعني بنا نيست مردم منتظر برنامه اي بهتر از اين باشند . پس عملياتي است .
  2. ميزان جمعيت ـ يكي از معضلات جهان امروزي كثرت جمعيت است كه فقر را نيز به دنبال داشته است در روايات آمده است كه طاعون سرخ و سفيد و سياه و ... مي آيد (حال ما نمي دانيم دقيقاً منظور چيست بعضي مي گويند آنفلوانزاي مرغي و يا ايدز و ... است)يدآ  و جمعيت دنيا بسيار كم مي شود و خيلي راحت اداره مي شود .
  3. تثبيت پايه هاي معرفتي مردم ـ خيلي وقتها مردم از لحاظ معرفت اقتصادي مشكل دارند در زمان حضرت خيلي از اسرافهاي امروزي از بين مي رود (مثلاً مهريه هاي سنگين وجود ندارد ازدواجها اسلامي و ... و در زندگي قانع هستند)
  4. از بين رفتن جاهلان و گمراهان ـ در زمان حضرت نه جاهلي هست و نه گمراهي كه مرد م را فريب دهد (و با الفاظ بازي كند) آخرين فريب دهند دجال است كه ان هم بعد  از اينكه عده زيادي به دنبالش مي روند در زمان حضرت از بين مي رود ، بنابراين ديگر منحرفي وجود نخواهد داشت ، هر چه هست حرف حق است !

فردي خدمت امام باقر (ع) آمد و گفت : «ما شيعيان خيلي با هم خوبيم » امام پرسيد : «چه طور با هم دوستيد ؟» گفت : «به خانه همديگر رفت و آمد مي كنيم و به جان هم قسم مي خوريم و ... » امام فرمود : «تا به حال شده است يكي از شما از جيب دوستش چيزي بردارد و او ناراحت نشود ؟ » گفت : «نه !ما با هم خوب هستيم ولي اين كار را انجام نمي دهيم » امام باقر (ع) فرمود : «اتفاقاً در زمان حضرت بايد چنان با هم باشيد كه در جيب هم دست ببريد و خرج كنيد و اصلاً ناراحت نشويد ، يعني سفره هايتان يكي باشد ، جيبهايتان يكي باشد » (نه مثل الان جيب يكي پر و جيب ديگري خالي است ! )

  1. ويژگي هاي شخصي حضرت يعني عصمت و علم لدني كه در همه ائمه بوده است چون ايشان از چشمه زلال امامت آمده است بنابراين سيره اجتماعي و سياسي حضرت معطوف به رعايت و اجراي قوانين اجتماعي و ... در مبناي طرز تفكر خدا محور است !

انشاء الله در جلسات بعدي بتوانيم در مورد وضعيت فرهنگي – اقتصادي و سياستهاي مالي حضرت و مسائل بهداشتي صحبت كنيم .

يكي از كارهاي حضرت در زمان ظهور در بحث عمران ، ساخت بزرگراههاست يعني راه كوچك و باريك و كوچه متري وجود ندارد .

معر في كتاب :

«امامت و مهدويت در مكتب خلفاء » نوشته مرحوم علامه سيد مرتضي عسگري است ـ كتاب كوچك اما بسيار خوبي است و محققانه نوشته شده است . !